بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
136
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
محمد مر ايشان را كه بفرض محال من او را افترا كرده باشم فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً پس مالك نتوانيد شد شما براى من از خداى تعالى چيزى را يعنى اگر خداى تعالى خواهد كه مرا بسبب اين افترا و كذب هلاك و عذاب كند شما خود قادر بر دفع آن نخواهيد بود بلكه غير شما نيز قادر نخواهند بود پس بچه وجه من اقدام نمايم بر اينچنين امرى كه نه از شما توقع نفعى منظور باشد و نه دفع ضررى هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ خداى تعالى داناتر است به آنچه شما مىگوييد و فرو ميرويد در آن از قدح و طعن در آيات قرآنى و اسناد سحر و افترا به آن كَفى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ كافيست خداى تعالى در حالتى كه گواهست ميان من و ميان شما ، گواهى دهد براى من كه من تبليغ احكام كردم و درين تبليغ صادق بودم و گواهى دهد براى شما كه تكذيب من كرديد و انكار نموديد مرا وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ و اوست آمرزندهء گناهان ، مهربان بر مومنان . قُلْ بگو اى محمد به مشركان ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ نيستم من اول پيغمبرى از ميان پيغمبران چه پيش از من نيز پيغمبران بودهاند و به چيزى چند شما را دعوت كردهام كه آنها نيز دعوت كرده بودند از توحيد و تصديق ببعث و امثال ذلك و هر گاه شما قول آنها را بكذب و افترا حمل نكرده باشيد چرا كلام مرا حمل به آن ميكنيد ؟ حاصل كلام اينست كه من شما را بامر بديعى دعوت نكردهام كه شما آن را نشنيده باشيد تا جاى تكذيب و انكار باقى ماند وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ ميتواند كه كلمهء « ما » موصوله باشد يا استفهاميه بمعنى « اى شىء » و على التقديرين معنى اينست كه و نميدانم من بتفصيل آنچه كرده مىشود به من و آنچه كرده مىشود بشما يا آنكه نميدانم بتفصيل كه چه چيز با من ميكنند و چه چيز بر سر شما مىآرند در دار دنيا و در دار آخرت زيرا كه اين امور را كسى داند كه عالم بامور غيبيه باشد و مرا خود اين علم نيست اما از علوم وحيانى بطريق اجمال بيقين ميدانم كه مؤمن